مرضيه محمدزاده

1255

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )

فراخت از پى تعظيم ، دست قدرت حق * به صد شكوه بر اوج زمان لواى حسين به روز واقعه گيرد تو را ز رحمت دست * اگر به صدق نهى « جذبه » ! سر به پاى حسين « 1 » * * * سفير صبح : اى سفير صبح نور از لامكان آورده‌اى * بر حصار شب دمى آتشفشان آورده‌اى تا كه از مشرق دميدى ، سرخ رو چون آفتاب * روشنايى از كران تا بىكران آورده‌اى تا چو نيلوفر زدى در بركه‌ى خون دست و پا * پاى از رفعت به اوج كهكشان آورده‌اى آب دادى تا گل توحيد را از جوى خون * در كويرستان بهارى بىخزان آورده‌اى نام تو شد شهره در آفاق چون آيات نور * تا به روى نيزه قرآن بر زبان آورده‌اى از منابر تافتى رو ، آمدى در كربلا * فديه با خود كاروان در كاروان آورده‌اى برد ابراهيم اگر از بهر قربان يك ذبيح * تو به مذبح ، كودك و پير و جوان آورده‌اى در زمان قحطسال عشق و ايثار و خلوص * تو حديث عاشقى را در ميان آورده‌اى خون پاكت شعله زد بر خرمن بيداد و كفر * بهر اهريمن شهابى بىامان آورده‌اى تربت پاك تو بادا غرقه‌ى عطر درود * چون گل آزادگى را ارمغان آورده‌اى

--> ( 1 ) - تجلى عشق در حماسه عاشورا ؛ ص 49 - 58 .